خرید بک لینک
امشب و دو شب آینده از اون شبهای سرنوشت سازه ...

حافظ میگه خواسته ی شما دست یافتنیست و مژده ی شادی و وصل میده.

دلم آروم میشه یکم ولی هنوز می ترسم...

خیلی نزدیکه... در عین حال خیلی غریب... خیلی شیرین...

خدایا فقط بهم قدرت بده که دووم بیارم و سر پا بمونم اونقدری هم شیرینی رو بتونم تحمل کنم و اگر نشد... تل...

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

Look at the Stars

Look how they shine for you

I came along

I wrote a song for you

All the things that you do

It was all Yellow!!

بعد از امشب... دیگه هیچی مثه سابق نیست...

دعاهام... آرزوهام... خدای من... من... همه ی امید داشتن هام

خدایا خدایا خدایا اتفاق بیفته

اون اتفاق خوبه

که قرار بود بیفته وسط دلتنگی های روزانه م و نگرانی های شبانه م

بیفته

اون باد صبایی که حافظ مژده داده بود

بوزه

اون وعده ی روشنایی توی تاریکی،

اتفاق بیفته

خدایا...امیدم نتیجه بده...

IT CAN BE REALITY...

IT CAN

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

وقتی امید آدمها با خاک یکی میشه...

دیگه می ترسی امیدوار باشی...

دیگه می ترسی رویا پردازی کنی...

من می ترسم...

از زمین خوردن

از جلو نرفتن

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

می دونم می دونم نبودم و یهو سر و کله م پیدا شد اگر هنوز از بچه های قدیم کسی هست که سر میزنه سلام. بلاگفا زیر خروارها خاک و خل حاصل از کلی شبکه ی اجتماعی دیگه مثل اینستاگرام و تلگرام و توئیتر له شده... از بین رفته ولی خب بلاگفا ( همون وبلاگ نویسی ) هم اولین و آخرین و تنها جایی بود که می تونستی بی زحمت انتخاب کردن نقاب های مختلف خودت باشی پس من برگشتم خیلی خبرها هست که باید بگم ولی الان هم

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

شاید دومین کار مثبتی که پس از انصراف از دانشگاهِ ( جای الف "و" بزارید) آزاد انجام دادم، همین پاک کردن شبکه های اجتماعی مزخرف باشه. اینستاگرام و واتس اپ با اضافه کردن بخش استوری قسمت تازه ای رو برای پز دادنهای این آدمکهای غیر واقعی جور کردن. که عکسهای کنار دریا و با بیکینیشون رو بزارن و پز ویلاهای اجاره ایشون رو بدن.... شاید ذره ای حسودی بین کلامم باشه. شاید خیلی حتی. ولی من عکسی برای شیر کر

برچسب: سوشال,مدیاهای,دروغین, نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

میاد خونه. عطر جدیدی که برای خودش خریده رو باز می کنه. یکمی می زنه گوشه ی یقه ش و میشینه پشت میز. لپ تاپ رو باز می کنه. توی پوشه ها دنبال یه آهنگ خاص میگیرده و یه دفعه روی Empyrium وایمیسه. ترک Yeaing رو انتخاب می کنه و به این فکر می کنی آیا باید مثبت فکر کنه و امیدوار باشه یا خنثی. روی خط باریک بین امید و ناامیدی بایسته و به هیچ چیز فکر نکنه. بده که همش ناراحتی هامو میارم اینجا ولی اینجا

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

گاهی وقتها به جای حرف زدن، راه رفتن، خوابیدن، خوردن و حتی... حتی نفس کشیدن باید گوش داد... عصر روز یکشنبه نوزدهم شهریور So I walked into the hazeAnd a million dirty wavesNow I see you lying thereLike a lilo losing air, airBlack rocks and shoreline sandStill that summer I caot bearAnd I wipe the sand off my armsThe Spanish Sahara, the place that you'd waaLeave the horror hereForget the h

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

نمی دونم چطوریه که هر وقت تصمیم میگیرم بیام یه چیزی بنویسم و ذهنم رو خالی کنم یا اینترنت بازیش میگیره یا یه اتفاقی میم افته که نمی زاره. خلاصه اینکه الان هم یه جورایی شانس آوردم. بعد از مدتها تصمیم گرفتم لپ تاپم رو تمیز کنم و الان دلم نمیاد زیاد روش تایپ کنم چون زیادی دیگه داره برق می زنه و عجیب اینکه تا بهش دست بزنی فوراً خاکی میشه... خلاصه به قولی اونوریا anyway ... خیلی خیلی مغزم پره انق

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

دیسرت یا دِزِرت مسئله این است ... نتایج بالاخره با کلی ناز و کرشمه تشریفش رو آورد و من قبول شدم. و کویر مرا به قلب خود فرا خوانده ست. کویر با همان هیولای خفته در قلبش که شبها بیرون می آید و چنگ می زند و می غرد و ناله می کند تا که شاید از بندِ قرص ماهی که بر سرش می تابد رها شود... مرا فراخوانده. و شکسپیر در اتتلوی خود می فرماید : It is the very error of the moon,. She comes more nearer ea

برچسب: نویسنده: نیکی حکیمی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 22:26

صفحه بندی